معلم کارآمد،کلاس پویا

توسعه حرفه ای معلم، راه درمان سیستم آموزشی کشور

معلم کارآمد،کلاس پویا

توسعه حرفه ای معلم، راه درمان سیستم آموزشی کشور

معلم کارآمد،کلاس پویا
مـعلـمـان خـوب، خـود نیز شـاگـردانـی متعهدند. در جامعه دانایی محور، سازمان آموزش‌وپرورش در کنار انتقال محتوا به دانش آموزان، خود نیز می‌آموزد و کارگزاران امر آموزش را نیز توسعه می‌بخشد. توسعه حرفه‌ای جایگاه معلمی، تنها راه درمان سیستم آموزشی کشور است. معلمان خلّاق همیشه در کنار آموزش، به پژوهش و یادگیری محتوای جدید می‌پردازند تا تدریس خود را اثربخش سازند. امید است در این وبلاگ، با هدف بهبود فرآیند آموزش و یادگیری، در جهت توسعه حرفه‌ای جایگاه معلمان قدمی برداشته شود.
مدیریت تارنما: امین جوانمرد-تالش
رایانامه: Aminj313@yahoo.com

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تاییدیه درگاه پرداخت

فروشگاه امین فایل

کیوآرکد وبلاگ


با اسکن این کیوآرکد، می توانید به راحتی به محتوای وبلاگ از طریق تلفن همراه و تبلت دسترسی یابید.
مقام معظم رهبری

شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را می‌سازید و استکبار جهانی را مأیوس می‌کنید و نقطهٔ امید روشن را ... در دل مستضعفان عالم زنده نگه می‌دارید.
نشان سال 1397
سرزمین تالش











اسناد مهم سیستم تعلیم و تربیت ایران




آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظرات هربارت در باب تعلیـــم و تربیــت» ثبت شده است

در یادگیری مشارکتی، چگونه دانش آموزان را تقسیم بندی کنیم؟

در تقسیم بندی دانش آموزان در گروه های کلاسی بر اساس یادگیری مشارکتی،روش های گوناگونی وجود دارد.عده ای از معلمان،دانش آموزان را بر اساس میزان توانایی در حل مسائل،طبقه بندی می کنند.مثلاً دانش آموزان با توانایی زیاد را در یک گروه و دانش آموزان با توانایی ضعیف را در گروه های دیگر قرار می دهند. این نوع تقسیم بندی«متجانس»نامیده میشود. سایر معلمان نیز،از گروه بندی«نامتجانس»استفاده می کنند.به عبارتی دیگر،دانش اموزان را با توانایی های مختلف در گروه ها با هم ترکیب می کنند.تحقیقات ثابت کرده است که تقسیم بندی نامتجانس موجب بهبود فرایند یادگیری می شود.از این رو پیشنهاد ما این است که سعی کنیم در کلاس های درسی خود،دانش آموزان با توانایی های مختلف را در گروه ها در کنار هم قرار دهیم.این دانش آموزان بهتر می توانند از یکدیگر بیاموزند.

برای یک تدریس موثر، آیا فقط تسلط معلّم به محتوای درس،کافی است؟

این روز ها وقتی در تحقیقات و در پرسش های خود، از برخی افرادی که به نوعی با سیستم تعلیم و تربیت در ارتباط هستند،سوال می شود که آیا تسلط معلم به مطلب درس کافی ست یا خیر، می گویندبله.اگر معلم تسلط کامل به مطالب درسی داشته باشد تدریس بهتری خواهد داشت.
آیا واقعاً فقط تسلط معلم به محتوای درس کافی ست؟ مسلماً پاسخ این سؤال،منفی است. هرچقدر که معلم در ارائه محتوا تسلط کامل داشته باشد و محتوا نیز مناسب حال دانش آموزان باشد،اگر انگیزه و علاقه یا به عبارتی«آمادگی ذهنی» به منظور بهره مندی از محتوا در دانش آموزان وجود نداشته باشد،این تدریس نمی تواند مؤثر تلقی شود.
پس، قبل از ارائه محتوا،ابتدا آمادگی ذهنی دانش آموزان را سنجیده و انگیزه آنان را برای دریافت محتوای جدید،ارتقا بخشید.
به مرور،در این کانال،راهبردهایی که بتواند به شما در ارتقای انگیزه دانش آموزانتان کمک کند،ارائه خواهد شد.

خط کشیدن زیر مطالب مهم در کتاب درسی،کار خوبی است؟

از وقتی مطالعه را به شکل نمادین از برادران و خواهران خود که در حال مطالعه بودند،تقلید کردیم،آن ها سعی می کردند زیر مطالب مهم خط بکشند.به نظر شما این خط کشیدن زیر مطالب،کمکی به یادگیری پایدار خواهد کرد؟

فراشناخت،یعنی یادگیری چگونه یادگرفتن.. و دانش آموزی که بتواند به سطح فراشناخت برسد،می گوییم،این دانش آموز، «خودگردان است».
یادداشت برداری،خلاصه کردن،خط کشیدن زیر مطالب مهم، از جمله راهبردهایی هستند که دانش آموزان خودگردان از آن ها برای فهم بهتر مطالب استفاده می کنند.
خط کشیدن زیر کلمات مهم در کتاب درسی،می تواند به طبقه بندی محتوا در ذهن کمک کرده و به معنی داری مطالب یاری رساند. اما نکته ای که باید به آن اشاره کنیم این است که دانش آموزان ما در بیشتر مواقع،نمی توانند مطالب مهم را از مطالبی که از اهمیت چندانی برخوردار نیستند،تشخصیص دهند و زیر تمامی مطالب کتاب خط می کشند. از این رو،باید سعی کنیم ابتدا به دانش آموزان یاد دهیم که کدام مطالب مهم هستند و زیر کدام عنوان های اصلی خط بکشند
اگر این راهبرد را آموزش دهید،می تواند در طبقه بندی محتوا به دانش آموزان کمک کند.البته به شرطی که به شیوه درست آن آموزش دهید.


پاسخ دهنده به سؤال ها: امین جوانمرد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۷:۵۵
امین جوانمرد

جان دیویی معتقد است ، هربارت اولین کسی بوده که تعلیم و تربیت را از صورت امری اتفاقی و بدون نقشه بصورت منظم در آورد ، هربارت برای تعلیم روشی مطرح ساخت که پشتوانه اش روان شناسی تداعی گرایانه بود، او معتقد بود که آموزش فکری باید پیوند تنگاتنگی با آموزش اخلاقی داشته باشد و به هدف واقعی و اصولی آموزش و پرورش ،که همانا رشد دادن شخصیت باشد کمک می کند.

 

کودک

 

 

او معتقد است تربیت یعنی رشد منش فرد، هربارت بر هدف اخلاقی آموزش و پرورش و رابطه آن با تعلیم تأکید دارد، به نظر او اخلاقیات آغاز و انجام تربیت اند اخلاق محک تربیت است واین بدین معنی است که عقل نظری مقدمه عقل عملی و دانش سرآغاز عمل است.

هربارت یاد آوری کرد که کودکان برای یادگیری بهتر باید در وضعیتی قرار داده شوند که آماده یادگیری شوند و مطلب مورد تعلیم باید متناسب مرحله رشدکودک باشد.

او می گوید : علی رغم سخت گیری هایی که در راهنمایی به کار می برید ، کودکان را به وضعی که آن را دوست دارند و موجب آزادی و اطمینان ایشان می شود این بزرگترین تقاضا در عالم تربیت است، به نظر هربارت تعلیم باید محسوس ، مداوم ترقی دهنده و مربوط به زندگی باشد، در نظریات هربارت و پیروان او سه مفهوم اهمیت خاصی دارد :

1- سابقه ذهنی

2- تمرکز

3- علاقه

اول : سابقه ذهنی :

فرآیندی که هربارتی ها روشهای آموزشی خود را به آن استوار ساختند فرآیند درک ما سبق بود

درک ما سبق : تماس ما با جهان پیرامون با دریافت از راه حواس مانند بساوایی ، بنیایی و شنوایی برقرار می گردد. درک ساده با معانی از پیش موجود در ذهن ما تلاقی می کند، هنگامی که با معانی متشابه می آمیزد می تواند در ذهن بماند وضوح پیدا کند، وبطور مناسب با طیفی از معانی دیگر در ذهن پیوند یابد ، این سطح دوم فرآیند همگون سازی ، درک ما سبق نام دارد،

هربارت معتقد است : آموزگار نباید صرفاً انتقال دهنده دانش باشد ، او باید جریان درک ما سبق را بیدار باش دهد ، تحریک کند ، ورهنمون گردد او باید تعلیمات خود را با تجربه شاگرد پیوند دهد هربارت روش خاصی برای تدریس به معلمان پیشنهاد کرد که شامل چهار مرحله بود، بعدها پیروانش مرحله دیگری برآن افزودند :

 

 

آموزش به کودک

 

1- مرحله آماده سازی ( Preparation ) در این مرحله معلم می کوشد افکار و معلومات قبلی دانش آموزان را که با افکار یا درس تازه بستگی دارند به یادشان بیاورد وآنها را مرتب و منظم کند

2- مرحله عرضه کردن L: ( Presentation ) درس به کمک تصویرها به دانش آموزان عرضه می شود که تا حد امکان محسوس شود

3- هضم یا همخوانی : ( Asscimilation ) بعداز عرضه داشتن افکار یا درس تازه ، معلم باید میان مطالب قبلی و موضوعی تازه ارتباط واقعی بوجود آورد

4- تعمیم یاتنظیم (‌ Systematieation) در این مرحله معلم فکر کلی مورد نظرش را بصورت واحد مرتب در آورد تعمیم می دهد و معلومات دانش آموز با همدیگر در آمیخته بصورت واحد کل در می آیند و نظام دار می شوند

5.اجرا یا کار برد : ( Application) دانش باید به کار رود و بخشی از رندگی روزمره شود ، دانش آموز یاد می گیرد که از آموخته هایش در چه مواردی از زندگی می تواند استفاده کند

 

دوم تمرکــز :

این مفهوم به برنامه درسی در نظریه هربارت مربوط می شود هربارتی ها نوعی برنامه درسی پیشنهاد کردند که در آن یک یا گروهی درس، محور برنامه را تشکیل می دادند و دروس دیگر ، حول آن تابع و مرتبط با آن شکل می گرفتند اصطلاح تمرکز بعدها در بیان پیروان هربارت جای خود را به همیشگی داد

سوم علاقــــه :

علاقه از دید هربارت عامل محرک در تعلیم و حلقه اتصال کار تعلیم با رفتار اخلاقی بود هربارت می گفت : یکی از اهداف اصلی آموزش و پرورش بار آوردن افرادی با علایق فراوان است هربارتی ها می گویند : علاقه مفهومی است که در آن عاطفه با یک مفهوم فکری در می آمیزد هربارت از شش گونه علاقه نام می برد:

 

 

آنهایی که از دانش نتیجه می شوند : 1- تجربی 2- نظری 3- زیبا شناسی

آنهایی که ازمراوده اجتماعی ناشی می شوند: 4- همدلانه 5- اجتماعی 6- مذهبی

طبق نظریه او هدف تعلیم و تربیت را می توان نه پدید آوردن دانشی پر جانبه بلکه ایجاد علاقه ای پر جانبه دانست انسان با علایق فراوان کسی است که به طیف وسیعی از فعالیت ها حساسیت نشان می دهد تربیت به نظر جان دیویی هدفی خارجی ندارد ، بلکه عبارت از نوسازی دائمی تجربه است ولی به نظر هربارت تربیت هدفی اخلاقی دارد که باید با تجربه تاریخی و نورآرزوهای روحی عمیق بشر مشخص می شود" هربارت ایمان داشت که تربیت سر انجام علم می شود و بزرگی اودر همین ایمان نهفته است.

 
 
بیتوته
 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۹
امین جوانمرد

مترجم سایت

پشتیبانی

ابزار هدایت به بالای صفحه